فرزین انتصاریان؛رییس انجمن مدیریت کیفیت ایران
در فضای رقابتی امروز، سازمانها و بنگاههای اقتصادی با چالشهای متعددی در زمینههای مختلف از جمله تأمین مواد اولیه، نیروی انسانی، بیمه، مالیات، فروش، و تأمین سرمایه مواجه هستند. هرچند بسیاری از این چالشها خارج از کنترل مدیران سازمانهاست، اما تمرکز بر ظرفیتهای منابع انسانی میتواند نقش مهمی در رفع این مشکلات ایفا کند. در این میان، مدیران ارشد و کارکنان کلیدی وظیفه دارند تا با ارائه راهکارهای مناسب، به موفقیت سازمان در این محیط متلاطم کمک کنند.
اهمیت نگاه استراتژیک به مدیریت منابع انسانی
داشتن یک نگاه استراتژیک به مدیریت منابع انسانی امری حیاتی است. نظام مدیریت منابع انسانی کارآمد به مدیران کمک میکند تا در محیطی پویا مشکلات را شناسایی و برای آنها راهکارهای اجرایی ارائه دهند. توسعه منابع انسانی به عنوان ارزشمندترین داراییهای سازمان، لزوم و اهمیت حفظ و توسعه کیفی آنها را مشخص میکند. بدون حفظ و توسعه منابع انسانی، دستیابی به موفقیت پایدار سازمانی غیرممکن است و این امر از طریق ارتقاء مهارتها، افزایش سطح رضایت شغلی کارکنان، و ایجاد یک محیط کاری سالم و حرفهای تحقق مییابد.
چالشهای مدیریت منابع انسانی
1-تورم بالا و کاهش ارزش درآمد کارکنان: افزایش نرخ تورم و کاهش ارزش پول ملی موجب شده تا دریافتی کارکنان کفاف هزینههای زندگی را ندهد. این وضعیت باعث کاهش احساس تعلق کارکنان به سازمان میشود و خروج بدون برنامه کارکنان کلیدی، میتواند ضربه مهلکی به سازمان وارد کند.
2-جذب نیروی کار جدید : جایگزینی کارکنان متخصص و مدیران کلیدی زمانبر و در برخی موارد غیرممکن است. جذب مجدد نیروی کار مستلزم مذاکرات مکرر در مورد مسائل شغلی و اقتصادی است که بسیاری از سازمانها از عهده آن بر نمیآیند.
3-کاهش سطح مشارکت کارکنان: مشارکت کارکنان در توسعه و توانمندسازی خود و دیگران کاهش یافته است. تجربه دورکاری و مسائل اقتصادی جاری در کشور، میزان تعامل و همکاری کارکنان را کاهش داده است.
- 4. نبود راهبرد و اهداف مشخص برای توسعه منابع انسانی: داشتن راهبرد و اهداف مشخص به کارکنان کمک میکند تا نقش خود را در پیشبرد کسب و کار ببینند و با اهداف استراتژیک سازمان هماهنگ باشند.
- 5. توسعه و تنوع شغلی: پیشرفتهای علمی و تکنولوژیک باعث تغییرات زیادی در مشاغل شده است. سازمانها باید فرصتهای معنیداری برای رشد و پیشرفت شغلی کارکنان ایجاد کنند.
- 6. جذب و حفظ استعدادها: با ظهور فناوریهای جدید، جذب و حفظ افراد متخصص و با استعداد به یکی از چالشهای اصلی سازمانها تبدیل شده است.
7-نبود رابطه مبتنی بر همافزایی بین کارکنان: تقویت روابط بین کارکنان متخصص و کمتجربه نیازمند چارچوبهای مشخص است. سازمانها باید مکانیزمهای مناسبی برای ارتباط و همکاری تخصصی فراهم کنند.
8-سکون و بیتحرکی در مهارتسازی: سازمانها باید بدون افزایش تعداد کارمندان، مهارتها و تواناییهای لازم را به سازمان خود اضافه کنند.
- 9. مشکلات معیشتی کارکنان :مسائل اقتصادی مشکلات معیشتی را برای کارکنان به وجود آورده است. سازمانها باید با کمک به رفع موانع و مشکلات معیشتی، کارکنان را یاری دهند.
10 -مدیریت عدم قطعیت: بیثباتی و عدم قطعیت یکی از چالشهای اصلی سازمانهاست. مدیران باید شرایط نامطمئن حاکم بر سازمان و روحیه کارکنان را مدیریت کنند.
11-آرامش روانی و رفاه کارکنان: سطح استرس کارکنان بر عملکرد آنها تأثیر میگذارد. سازمانها باید با انعطافپذیری در مورد ساعت کار و زمان مرخصی، به کارکنان در حل نگرانیها و ایجاد آرامش روانی کمک کنند.
راهکارهای مقابله با چالشها
- 1. رویکرد استراتژیک به مدیریت منابع انسانی: مدیریت منابع انسانی باید به عنوان یکی از اولویتهای اصلی سازمانها در نظر گرفته شود. رهبران سازمان باید با تفکر استراتژیک، ریسکهای منابع انسانی را درک و مدیریت کنند.
- 2. ظرفیتهای درون سازمانی: توجه به قابلیتهای درون سازمانی میتواند راههای توانمندسازی و توسعه منابع انسانی را فراهم کند. با تمرکز بر همافزایی و کارگروهی، ورود و ماندگاری کارکنان جدید برنامهریزی شده و رابطهای برد-برد بین کارکنان ایجاد میشود.
- 3. برنامههای حمایتی: سازمانها باید برنامههای حمایتی را برای ترغیب و تشویق مدیران و کارشناسان با تجربه به ایجاد ارتباط با کارکنان جدید فراهم کنند. با استفاده از تواناییهای موجود، مسیر رشد و پیشرفت شغلی کارکنان را مدیریت کنند.
مدیریت کیفیت و توسعه منابع انسانی، نیازمند رویکردی استراتژیک و برنامههای حمایتی مناسب است تا سازمانها بتوانند در فضای رقابتی امروز، موفق و پایدار بمانند.
نظرات بسته شده است.