نقش تشکل‌ها در ارتقای استانداردسازی و مدیریت کیفیت

راهبردی برای دولت چهاردهم

امیر حیدری؛دبیرانجمن مدیریت کیفیت ایران

در جریان استقرار دولت چهاردهم جمهوری اسلامی ایران و تأکیدات ریاست جمهوری بر استفاده از نظرات کارشناسی تشکل‌ها و نخبگان، فرصتی بی‌بدیل برای تقویت نظام مشورتی و بهره‌مندی از ظرفیت‌های علمی و تخصصی موجود در تشکل‌های حرفه‌ای، صنفی و تخصصی فراهم شده است. این رویکرد می‌تواند نقشی کلیدی در ارتقای استانداردسازی و مدیریت کیفیت در حوزه‌های مختلف اجرایی ایفا کند.

 

تشکل‌گرایی: ضرورتی برای توسعه پایدار

تشکل‌گرایی به معنای گردهمایی افراد و سازمان‌های حرفه‌ای و تخصصی با هدف تبادل نظر، هم‌افزایی و تقویت همگرایی در حوزه‌های مرتبط با تخصص آن‌هاست. تشکل‌ها می‌توانند به‌عنوان بازوان مشورتی دولت، بستری برای بهره‌مندی از دیدگاه‌های کارشناسی و رفع چالش‌های موجود در فرآیندهای اجرایی و سیاست‌گذاری باشند. در این میان، یکی از نقش‌های حیاتی تشکل‌ها، هدایت نظام استانداردسازی و مدیریت کیفیت به سمت بهبود مداوم است.

 

نقش تشکل‌ها در استانداردسازی و مدیریت کیفیت

تشکل‌ها با اتکا به دانش و تجربه اعضای خود می‌توانند به عنوان منابع قابل اعتماد برای ارائه نظرات تخصصی در زمینه‌های استانداردسازی و مدیریت کیفیت عمل کنند. استانداردسازی به معنای تعیین و اجرای معیارها و روش‌های بهینه برای تضمین کیفیت محصولات و خدمات، یکی از ارکان اصلی پیشرفت هر جامعه است. در این راستا، تشکل‌ها با شناسایی و تحلیل نقاط ضعف و قوت نظام‌های اجرایی، می‌توانند به دولت در تدوین استانداردهای ملی و بین‌المللی یاری رسانند.

 

از سوی دیگر، مدیریت کیفیت فرآیندی است که در آن تلاش می‌شود تا با پایش مستمر عملکردها و فرآیندها، سطح کیفی خدمات و محصولات ارتقا یابد. نقش تشکل‌ها در این حوزه از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا این نهادها با ارائه مشاوره‌های تخصصی و انتقال تجارب موفق به بدنه اجرایی دولت، می‌توانند به بهبود مستمر در حوزه مدیریت کیفیت کمک کنند.

 

 مزایای استفاده از ظرفیت تشکل‌ها در دولت چهاردهم 

1-تقویت نظام مشورتی : با توجه به پیچیدگی‌های تصمیم‌گیری در سطح کلان، بهره‌گیری از نظر تشکل‌ها به عنوان مشاوران متخصص می‌تواند به دولت در ارائه راه‌حل‌های جامع و پایدار کمک کند.

2-افزایش اعتماد عمومی: استفاده از نظرات کارشناسی تشکل‌ها موجب افزایش شفافیت و اعتماد عمومی به سیاست‌گذاری‌ها و تصمیمات دولت خواهد شد.

3-بهبود فرآیندهای اجرایی: با تکیه بر دانش تخصصی تشکل‌ها، فرآیندهای اجرایی در حوزه‌های مختلف بهبود یافته و با سرعت بیشتری به سمت دستیابی به اهداف توسعه‌ای حرکت خواهد کرد.

 چالش‌ها و راهکارها

علیرغم مزایای فراوان استفاده از ظرفیت تشکل‌ها، موانع و چالش‌هایی نیز وجود دارد. از جمله این چالش‌ها می‌توان به ضعف در ساختارهای ارتباطی میان تشکل‌ها و دستگاه‌های اجرایی اشاره کرد. برای رفع این مشکلات، دولت می‌تواند با تدوین سیاست‌های مشخص و شفاف در زمینه همکاری با تشکل‌ها، ایجاد بسترهای ارتباطی قوی‌تر و ارائه تسهیلات و حمایت‌های لازم، نقش‌آفرینی این نهادها را تسهیل کند.

 نتیجه‌گیری

در نهایت، استفاده از ظرفیت‌های کارشناسی تشکل‌ها در دولت چهاردهم می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد اساسی در جهت استانداردسازی و مدیریت کیفیت در بخش‌های مختلف اجرایی کشور عمل کند. توجه به این مهم نه تنها موجب افزایش کیفیت خدمات و محصولات خواهد شد، بلکه به دولت کمک می‌کند تا در مسیر توسعه پایدار و تحقق اهداف کلان ملی گام بردارد.

نظرات بسته شده است.