چرا توسعه بدون تشکلهای توانمند امکانپذیر نیست؟
به مناسبت ۲۲ مرداد؛ روز تشکلها و مشارکتهای اجتماعی
مهندس فرزین انتصاریان
رئیس انجمن مدیریت کیفیت ایران
توسعه، محصول تصمیم یک نهاد یا عملکرد یک دستگاه نیست. تجربه جوامع موفق نشان داده است که توسعه زمانی پایدار میشود که دولت، بخش خصوصی، دانشگاه، جامعه حرفهای و نهادهای مدنی بتوانند در قالب یک نظام مشارکتی، مسئولانه و مبتنی بر اعتماد با یکدیگر تعامل کنند. در این میان، تشکلهای تخصصی و حرفهای یکی از مهمترین حلقههای این زنجیرهاند؛ حلقهای که میتواند دانش و تجربه پراکنده را به ظرفیت سازمانیافته برای حل مسائل کشور تبدیل کند.
۲۲ مرداد، روز تشکلها و مشارکتهای اجتماعی، فرصت مناسبی است تا بار دیگر درباره جایگاه تشکلها در ساختار توسعه کشور بیندیشیم. اگر تشکل را صرفاً نهادی برای گردهمآوردن اعضا، برگزاری چند نشست یا پیگیری برخی مطالبات صنفی بدانیم، بخش بزرگی از ظرفیت واقعی آن را نادیده گرفتهایم. تشکل حرفهای در معنای امروز خود باید بتواند مسئله شناسایی کند، دانش تولید کند، متخصصان را شبکهسازی کند، راهکار ارائه دهد، در تصمیمسازیها مشارکت کند و در نهایت بخشی از مسئولیت حل مسائل تخصصی جامعه را نیز بپذیرد.
تشکلها؛ حلقه اتصال دانش و تصمیم
یکی از چالشهای نظام حکمرانی در بسیاری از کشورها، فاصله میان تصمیمگیران و واقعیتهای میدان است. سیاستگذار ممکن است اطلاعات کلان در اختیار داشته باشد، اما دانش جزئی، تجربه عملیاتی و شناخت دقیق مسائل معمولاً در میان بنگاهها، متخصصان، دانشگاهیان و فعالان حرفهای پراکنده است.
تشکلهای تخصصی میتوانند این فاصله را کاهش دهند.آنها قادرند دیدگاههای متعدد را گردآوری و پس از تبدیل آنها به یک نظر کارشناسی منسجم، در اختیار سیاستگذار قرار دهند. به همین دلیل است که در مدلهای پیشرفته حکمرانی، تشکلهای حرفهای صرفاً «مطالبهگر» نیستند؛ بلکه شریک تصمیمسازی محسوب میشوند.
این مشارکت البته زمانی ارزشمند است که بر پایه استقلال حرفهای، شفافیت، شایستگی و مسئولیتپذیری شکل گیرد. تشکل موفق باید بتواند حتی فراتر از منافع کوتاهمدت اعضای خود، منافع صنعت، جامعه و توسعه کشور را نیز ببیند.
کیفیت حکمرانی بدون مشارکت ذینفعان کامل نمیشود
از منظر مدیریت کیفیت نیز این موضوع کاملاً قابل تبیین است. یکی از اصول بنیادین کیفیت، شناخت ذینفعان و مشارکت دادن آنان در فرایند تصمیمگیری و بهبود است.
همانگونه که یک سازمان بدون شناخت نیاز مشتریان، کارکنان، تأمینکنندگان و سایر ذینفعان نمیتواند به عملکرد پایدار دست یابد، نظام حکمرانی نیز بدون استفاده از ظرفیت تشکلهای تخصصی نمیتواند همه ابعاد مسائل پیچیده اقتصادی و اجتماعی را بهدرستی شناسایی کند.
از این منظر، حضور تشکلها در فرایند سیاستگذاری را نباید امتیازی برای یک گروه خاص تلقی کرد؛ بلکه باید آن را بخشی از زیرساخت کیفیت حکمرانی دانست.
هرچه تصمیمگیری مبتنی بر داده، دانش تخصصی، مشارکت ذینفعان و ارزیابی آثار تصمیمات باشد، احتمال خطا کاهش یافته و امکان یادگیری و بهبود مستمر افزایش پیدا میکند.
استانداردها نیز محصول مشارکتاند
استانداردسازی شاید یکی از روشنترین نمونههای اهمیت مشارکت تشکلها باشد. یک استاندارد اثربخش نمیتواند صرفاً محصول نگاه یک دستگاه یا یک گروه محدود باشد. استاندارد زمانی قابلیت اجرا و پذیرش پیدا میکند که تولیدکننده، مصرفکننده، دانشگاه، دستگاه اجرایی، متخصصان و تشکلهای مرتبط در شکلگیری آن مشارکت داشته باشند.
تشکلهای تخصصی در این میان میتوانند نقش مهمی ایفا کنند؛ زیرا هم به شبکهای از خبرگان دسترسی دارند و هم مسائل واقعی بخشهای اقتصادی را میشناسند.
بنابراین یکی از حوزههایی که باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد، تقویت نقش تشکلها در تدوین، بازنگری و توسعه استانداردهای ملی و تخصصی کشور است.
تشکل؛ از مطالبهگری به حل مسئله
نگاه سنتی به تشکلها عمدتاً بر مطالبهگری از دولت استوار بوده است. مطالبهگری البته بخشی از مأموریت یک تشکل است، اما نمیتواند تمام مأموریت آن باشد.
نسل جدید تشکلها باید از این مرحله عبور کند و به سمت تشکلهای مسئلهمحور و راهحلمحور حرکت کند.
اگر صنعت با کمبود مهارت مواجه است، تشکل میتواند در توسعه نظام آموزش و صلاحیت حرفهای مشارکت کند. اگر زنجیره تأمین دچار مشکل کیفیت است، تشکل میتواند مدل ارزیابی و بهبود طراحی کند. اگر استانداردهای موجود پاسخگوی فناوریهای جدید نیستند، تشکل میتواند متخصصان را برای تدوین یا بازنگری آنها بسیج کند. اگر بنگاهها با بحران و عدم قطعیت مواجهاند، تشکل میتواند دانش، تجربه و ابزارهای تابآوری را میان اعضا به اشتراک بگذارد.
به بیان دیگر، باید از این پرسش عبور کنیم که:
«دولت برای تشکلها چه میکند؟»
و در کنار آن بپرسیم:
«تشکلها برای حل مسائل کشور چه ظرفیتی میتوانند ایجاد کنند؟»
توسعه سرمایه اجتماعی؛ مأموریتی فراتر از اقتصاد
تشکلها فقط ابزار توسعه اقتصادی نیستند. یکی از مهمترین کارکردهای آنها، تولید سرمایه اجتماعی است.
اعتماد، همکاری، شبکهسازی، گفتوگوی حرفهای، انتقال تجربه و مسئولیتپذیری جمعی، همگی در بستر تشکلها شکل میگیرند. در جامعهای که متخصصان و سازمانها بتوانند حول مسائل مشترک با یکدیگر همکاری کنند، ظرفیت حل مسئله به شکل قابل توجهی افزایش پیدا میکند.
در مقابل، ضعف تشکلها موجب پراکندگی دانش، کاهش گفتوگوی تخصصی و وابستگی بیشتر تصمیمسازیها به ساختارهای اداری میشود.
از همین رو، توسعه تشکلها را باید بخشی از توسعه سرمایه نهادی و اجتماعی کشور دانست.
تشکلهای آینده باید متفاوت باشند
محیط فعالیت تشکلها نیز مانند سایر سازمانها تغییر کرده است. تحولات فناوری، هوش مصنوعی، تغییر مدلهای کسبوکار، محدودیت منابع، افزایش عدم قطعیت و تغییر انتظارات نسل جدید متخصصان، تشکلها را ناگزیر میکند مدل فعالیت خود را بازنگری کنند.
تشکل آینده باید:
- دانشمحور باشد؛
- تصمیمهای خود را بر داده و شواهد استوار کند؛
- شبکه متخصصان خود را فعال نگه دارد؛
- از فناوری و هوش مصنوعی بهره بگیرد؛
- برای اعضا ارزش قابل اندازهگیری ایجاد کند؛
- شفاف و پاسخگو باشد؛
- نسل جدید متخصصان را وارد ساختار خود کند؛
- و مهمتر از همه، برای مسائل واقعی جامعه و صنعت راهحل تولید کند.
تشکلی که صرفاً بر سابقه خود تکیه کند، بهتدریج از تحولات محیطی عقب خواهد ماند. اعتبار آینده تشکلها بیش از آنکه از قدمت آنها حاصل شود، از اثرگذاری آنها ناشی خواهد شد.
نقش تشکلها در شرایط عدم قطعیت
این موضوع در شرایط کنونی کشور اهمیت بیشتری پیدا میکند. بسیاری از سازمانها امروز با فشارهای اقتصادی، محدودیت منابع، تغییرات فناوری، چالش سرمایه انسانی و عدم قطعیتهای متعدد روبهرو هستند.
در چنین فضایی، تشکلهای تخصصی میتوانند نقش یک شبکه تابآوری را ایفا کنند.
انتقال تجربه میان اعضا، شناسایی راهکارهای مشترک، توسعه دانش تخصصی، ایجاد همکاری میان بنگاهها، آموزش مدیران و ارائه پیشنهادهای کارشناسی به سیاستگذاران میتواند هزینه مواجهه سازمانها با بحران را کاهش دهد.بنابراین تشکلها فقط برای دوران رونق ضرورت ندارند؛ شاید نقش آنها در دوران عدم قطعیت و فشار اقتصادی حتی مهمتر باشد.
انجمن مدیریت کیفیت ایران و مسئولیتی فراتر از یک تشکل
در انجمن مدیریت کیفیت ایران نیز تلاش داریم نقش انجمن را صرفاً به ارائه خدمات آموزشی یا برگزاری رویداد محدود نکنیم.
چشمانداز ما حرکت به سمت نهادی است که بتواند در توسعه دانش مدیریت کیفیت، ارتقای شایستگیهای حرفهای، استانداردسازی، شبکهسازی تخصصی، اجرای پروژههای ملی، تولید محتوا و توانمندسازی سازمانها نقش مؤثرتری ایفا کند.
از نگاه ما، کیفیت صرفاً مجموعهای از ابزارهای مدیریتی نیست. در شرایط امروز، کیفیت باید به سازمانها کمک کند بقا داشته باشند، تابآور شوند، بهرهوری خود را افزایش دهند، رقابتپذیر بمانند و مسیر توسعه پایدار را طی کنند.
تشکلهای حرفهای نیز باید در همین مسیر بازتعریف شوند.
یک ضرورت برای آینده ایران
اگر خواهان اقتصادی رقابتپذیر، حکمرانی کارآمد، استانداردهای اثربخش و جامعهای برخوردار از سرمایه اجتماعی بالا هستیم، باید برای توسعه تشکلهای مستقل، حرفهای و توانمند سرمایهگذاری کنیم.این سرمایهگذاری فقط مالی نیست. مهمتر از منابع، ایجاد زمینه مشارکت واقعی تشکلها در تصمیمسازی، اعتماد به ظرفیت جامعه حرفهای، دسترسی به اطلاعات، پذیرش نقد کارشناسی و واگذاری بخشی از مسئولیتهای تخصصی به نهادهای توانمند است.
۲۲ مرداد میتواند فرصتی باشد برای بازاندیشی در همین موضوع؛ اینکه تشکلها در آینده ایران قرار است فقط در حاشیه تصمیمات باشند یا بخشی از معماری توسعه کشور را تشکیل دهند.
پاسخ ما روشن است:
توسعه پایدار بدون مشارکت واقعی جامعه حرفهای امکانپذیر نیست و جامعه حرفهای بدون تشکلهای توانمند، صدای منسجم و ظرفیت سازمانیافتهای برای اثرگذاری نخواهد داشت.
از این رو، تقویت تشکلها نه یک مطالبه صنفی، بلکه یک ضرورت برای ارتقای کیفیت حکمرانی، افزایش سرمایه اجتماعی و ساخت آیندهای پایدارتر برای ایران است.
فرزین انتصاریان
رئیس انجمن مدیریت کیفیت ایران

نظرات بسته شده است.