سه مسیر متفاوت برای ساخت خودرو؛ مقایسه الگوهای اروپا، ژاپن و آمریکا

چرا شناخت مدل‌های مختلف صنعت خودرو برای آینده این صنعت در ایران اهمیت دارد؟

 

صنعت خودرو فقط مجموعه‌ای از خطوط تولید، قطعه‌سازان و کارخانه‌های مونتاژ نیست. پشت هر صنعت خودروی موفق، یک «مدل» قرار دارد؛ مدلی که مشخص می‌کند رابطه خودروساز و تأمین‌کننده چگونه باشد، کیفیت در کجای فرایند شکل بگیرد، دولت چه نقشی ایفا کند، فناوری چگونه توسعه یابد و مزیت رقابتی بر چه اساسی ساخته شود.

نگاهی به سه قطب مهم صنعت خودرو یعنی اروپا، ژاپن و آمریکا نشان می‌دهد که هر یک از آنها مسیر متفاوتی را طی کرده‌اند. تفاوت این مسیرها فقط در نوع خودرو یا فناوری نیست؛ بلکه به فلسفه تولید، ساختار زنجیره تأمین، نظام مقررات‌گذاری و حتی نوع نگاه به کیفیت بازمی‌گردد.

همین تفاوت‌ها یک پرسش مهم برای صنعت خودروی ایران ایجاد می‌کند: آیا می‌توان یک الگوی موفق خارجی را عیناً در ایران اجرا کرد، یا باید با شناخت این تجربه‌ها، مدلی متناسب با شرایط کشور طراحی کرد؟

اروپا؛ کیفیت در چارچوب استاندارد، ایمنی و مقررات

یکی از ویژگی‌های برجسته صنعت خودروی اروپا، نقش پررنگ استانداردها و الزامات فنی در شکل‌دهی به محصول و فرایند تولید است. نظام تأیید نوع خودرو در اتحادیه اروپا، چارچوب مشترکی برای عرضه خودرو در بازار واحد ایجاد کرده و مقررات ایمنی و زیست‌محیطی بخش مهمی از این نظام را تشکیل می‌دهد. (Internal Market & SMEs)

در چنین ساختاری، کیفیت صرفاً به معنای نبود عیب در محصول نهایی نیست. کیفیت با انطباق، ایمنی، عملکرد، پایداری و پاسخگویی به الزامات فنی و محیط‌زیستی پیوند می‌خورد.

زنجیره تأمین اروپا نیز بر شبکه‌ای از خودروسازان و تأمین‌کنندگان تخصصی استوار است. در این مدل، توان فنی تأمین‌کنندگان و هماهنگی آنها با الزامات خودروساز و مقررات بازار، بخشی از توان رقابتی صنعت محسوب می‌شود.

از این منظر می‌توان گفت مزیت اصلی مدل اروپایی، تلاش برای ایجاد صنعتی است که کیفیت و فناوری را در بستری نسبتاً سخت‌گیرانه از استانداردها و مقررات دنبال می‌کند.

ژاپن؛ کیفیت باید در فرایند ساخته شود

اگر بخواهیم یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مدل ژاپنی را مشخص کنیم، باید به فلسفه تولید و بهبود مستمر اشاره کنیم.

نمونه شناخته‌شده این رویکرد، سیستم تولید تویوتا یا TPS است. تویوتا دو ستون اصلی این سیستم را Jidoka و Just-in-Time معرفی می‌کند؛ یعنی از یک سو جلوگیری از ادامه فرایند در صورت بروز ناهنجاری و ساخت کیفیت در فرایند، و از سوی دیگر تولید آنچه لازم است، در زمان لازم و به مقدار لازم. (トヨタ自動車株式会社 公式企業サイト)

این نگاه پیام مهمی برای مدیریت کیفیت دارد:

کیفیت نباید در انتهای خط تولید کشف شود؛ باید در خود فرایند تولید شکل بگیرد.

در این مدل، کاهش اتلاف، حل مسئله، مشارکت کارکنان، جریان مناسب مواد و اطلاعات و ارتباط نزدیک با تأمین‌کنندگان اهمیت زیادی پیدا می‌کند. توسعه TPS نیز تنها به کارخانه‌های تویوتا محدود نماند و از دهه‌های گذشته به شرکت‌های گروه و تأمین‌کنندگان گسترش یافت. (Toyota Global)

به همین دلیل، مدل ژاپنی را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از تکنیک‌های تولید ناب دانست؛ این مدل تا حد زیادی بر فرهنگ سازمانی، انضباط فرایندی و یادگیری مستمر متکی است.

آمریکا؛ مقیاس، بازار و قدرت نوآوری

مدل آمریکایی صنعت خودرو در بستری متفاوت شکل گرفته است. بازار بزرگ داخلی، سابقه تولید انبوه، قدرت برندهای بزرگ و رقابت شدید، نقش مهمی در شکل‌گیری این صنعت داشته‌اند.

در این مدل، مقیاس اقتصادی، بهره‌وری، قدرت بازار، طراحی محصول، برند و پاسخ سریع به تحولات تقاضا اهمیت زیادی دارد.

البته تصویر امروز صنعت خودروی آمریکا بسیار پیچیده‌تر از الگوی کلاسیک تولید انبوه است. تحولات زنجیره تأمین، خودروهای برقی، باتری، نرم‌افزار، سیاست‌های صنعتی و رقابت جهانی باعث شده است که محل تولید و تأمین قطعات بار دیگر به یک موضوع راهبردی تبدیل شود. بحث‌های جاری درباره افزایش سهم ساخت داخل و قواعد منشأ در آمریکای شمالی نیز نشان می‌دهد که ساختار زنجیره تأمین همچنان مستقیماً با رقابت‌پذیری خودروسازان پیوند دارد. (Reuters)

بنابراین حتی مدل آمریکایی نیز ثابت نمانده و تحت تأثیر فناوری، سیاست صنعتی و تغییر ساختار رقابت جهانی در حال بازتعریف است.

سه مدل؛ سه پاسخ به یک مسئله

با وجود تفاوت‌ها، هدف نهایی هر سه مدل مشابه است: تولید محصول رقابت‌پذیر، پاسخگویی به مشتری و حفظ توان صنعت در بازار.

اما مسیر دستیابی به این هدف متفاوت است.

در اروپا، استانداردها، ایمنی، مقررات و توان مهندسی جایگاه برجسته‌ای دارند. در ژاپن، کیفیت در فرایند، حذف اتلاف، بهبود مستمر و هماهنگی زنجیره تأمین در مرکز توجه قرار می‌گیرد. در آمریکا، مقیاس، بازار، بهره‌وری، برند و نوآوری از مؤلفه‌های مهم رقابت هستند.

این تفاوت یک نکته اساسی را نشان می‌دهد:

مدل صنعتی موفق، مدلی نیست که صرفاً از تجربه دیگران کپی شده باشد؛ مدلی است که با ساختار اقتصادی، نهادی، فناوری و بازار آن کشور سازگار شده باشد.

درس‌هایی برای صنعت خودروی ایران

برای ایران، پرسش اصلی این نیست که «مدل اروپا بهتر است، ژاپن یا آمریکا؟»

پرسش مهم‌تر این است که کدام عناصر از این تجربه‌ها می‌تواند در طراحی یک مدل بومی و قابل اجرا برای صنعت خودروی ایران مورد استفاده قرار گیرد؟

از مقایسه این سه تجربه می‌توان چند محور را برجسته کرد: زنجیره تأمین باید از رابطه صرفاً قراردادی به سمت همکاری حرفه‌ای و بلندمدت حرکت کند؛ کیفیت باید در فرایند طراحی و تولید ساخته شود، نه آنکه تنها در مرحله بازرسی سنجیده شود؛ سیاست‌گذاری و مقررات باید پایدار و قابل پیش‌بینی باشد؛ و سرمایه‌گذاری در فناوری، مهارت و نوآوری باید بخشی از راهبرد رقابت‌پذیری صنعت باشد.

اما شاید مهم‌تر از همه، توانمندسازی زنجیره تأمین باشد. خودروساز قدرتمند بدون شبکه‌ای از تأمین‌کنندگان توانمند، دارای صلاحیت و برخوردار از نظام‌های کیفیت قابل اتکا، نمی‌تواند در بلندمدت کیفیت پایدار ایجاد کند.

کیفیت؛ نگاهی فراتر از محصول

این بحث دقیقاً به مفهوم اصلی مجموعه اینفوگرافی‌های انجمن مدیریت کیفیت ایران بازمی‌گردد: «کیفیت؛ نگاهی فراتر از محصول».

کیفیت خودرو فقط نتیجه کنترل محصول نهایی نیست. کیفیت حاصل یک سیستم است؛ سیستمی متشکل از راهبرد، طراحی، فناوری، نیروی انسانی، فرایندهای تولید، تأمین‌کنندگان، استانداردها، نظام ارزیابی و سازوکارهای بهبود مستمر.

از این منظر، مسئله صنعت خودرو بیش از آنکه انتخاب میان «مدل اروپایی، ژاپنی یا آمریکایی» باشد، مسئله طراحی یک نظام منسجم و متناسب با واقعیت‌های صنعت ایران است.

شناخت تجربه‌های موفق جهان نقطه آغاز این مسیر است، نه پایان آن.

انجمن مدیریت کیفیت ایران در سلسله اینفوگرافی‌های «کیفیت؛ نگاهی فراتر از محصول» تلاش دارد ابعاد مختلف کیفیت، نظام‌های مدیریتی، زنجیره تأمین و رقابت‌پذیری در صنعت خودرو را با رویکردی آموزشی و تحلیلی بررسی کند

 

نظرات بسته شده است.