چرا کیفیت فقط محصول نیست؟
کیفیت، پیش از آنکه در محصول دیده شود، در انسانها و سازمان شکل میگیرد.
اندیشههای ماندگار کیفیت
کیفیت از کارخانه آغاز نمیشود؛ از اندیشه آغاز میشود.
وقتی از کیفیت سخن گفته میشود، ذهن بسیاری از افراد ناخودآگاه به سمت محصولی بدون نقص، خدماتی مطلوب یا کالایی مطابق با استانداردها میرود. این برداشت، اگرچه نادرست نیست، اما تنها بخش کوچکی از حقیقت کیفیت را نشان میدهد.
کیفیت، پیش از آنکه در محصول دیده شود، در شیوه اندیشیدن مدیران، فرهنگ سازمان، تصمیمهای روزانه و رفتار کارکنان شکل میگیرد. محصول، تنها آخرین حلقه زنجیرهای است که کیفیت در سراسر آن جریان یافته یا از آن حذف شده است.
به همین دلیل، سازمانهای پیشرو جهان سالهاست که کیفیت را نه یک ویژگی محصول، بلکه ویژگی سازمان میدانند.
محصول، نتیجه است؛ کیفیت، علت
هر محصول، حاصل صدها تصمیم است؛ از انتخاب مأموریت و راهبرد سازمان گرفته تا طراحی فرآیندها، آموزش کارکنان، انتخاب تأمینکنندگان، نحوه رهبری مدیران، نظام ارزیابی عملکرد و حتی فرهنگ ارتباطات درون سازمانی.
اگر این زنجیره بهدرستی طراحی نشده باشد، انتظار تولید محصول باکیفیت، بیش از آنکه یک برنامه باشد، یک آرزو خواهد بود.
به همین دلیل است که کیفیت را نمیتوان در پایان خط تولید ایجاد کرد؛ بلکه باید آن را از ابتدای مسیر ساخت.
کیفیت در رفتار انسانها متولد میشود
هر سازمان، پیش از آنکه مجموعهای از ماشینآلات یا فناوری باشد، مجموعهای از انسانهاست.
وقتی کارکنان احساس مسئولیت میکنند، مدیران به حرف مشتری گوش میدهند، تصمیمها بر پایه واقعیت گرفته میشود و بهبود مستمر به یک عادت تبدیل میشود، کیفیت نیز بهطور طبیعی در محصول و خدمت نمود پیدا میکند.
اما اگر فرهنگ سازمان بر بیتفاوتی، مقصر دانستن دیگران، پنهان کردن خطاها و تصمیمهای کوتاهمدت استوار باشد، حتی پیشرفتهترین تجهیزات نیز نمیتوانند کیفیت پایدار ایجاد کنند.
کیفیت یعنی کیفیت در همه چیز
سازمانی که کیفیت را فقط در محصول جستوجو میکند، بخش بزرگی از فرصتهای بهبود را از دست میدهد.
کیفیت باید در همه ابعاد سازمان دیده شود:
- کیفیت تصمیمگیری
- کیفیت رهبری
- کیفیت ارتباط با مشتری
- کیفیت آموزش
- کیفیت اطلاعات
- کیفیت فرآیندها
- کیفیت خدمات
- کیفیت محیط کار
- کیفیت یادگیری
- کیفیت مسئولیتپذیری
در چنین نگاهی، محصول تنها یکی از خروجیهای کیفیت است، نه خود کیفیت.
کیفیت، فرهنگ است نه کنترل
سالها تصور میشد کیفیت یعنی بازرسی بیشتر، کنترل بیشتر و آزمونهای دقیقتر.
امروز تجربه جهانی نشان میدهد که کنترل، هرگز جای فرهنگ کیفیت را نمیگیرد.
وقتی کیفیت به بخشی از باور مشترک کارکنان تبدیل شود، بسیاری از خطاها پیش از آنکه رخ دهند، از بین خواهند رفت.
به همین دلیل، سازمانهای موفق بیش از آنکه بر افزایش کنترل تمرکز کنند، بر توسعه فرهنگ کیفیت سرمایهگذاری میکنند.
آینده متعلق به سازمانهایی است که کیفیت را زندگی میکنند
در دنیای امروز، مزیت رقابتی تنها با فناوری یا سرمایه ایجاد نمیشود.
آنچه سازمانها را ماندگار میکند، کیفیت اندیشه، کیفیت مدیریت و کیفیت فرهنگ سازمانی است.
محصولات ممکن است توسط رقبا تقلید شوند، اما فرهنگی که کیفیت را به بخشی از هویت سازمان تبدیل کرده باشد، بهآسانی قابل کپیبرداری نیست.
از همین رو، کیفیت نه مقصد نهایی، بلکه شیوه حرکت سازمان در مسیر تعالی است.
جمعبندی
اگر کیفیت را تنها در محصول جستوجو کنیم، دیر یا زود با هزینههای دوبارهکاری، نارضایتی مشتری و کاهش اعتماد روبهرو خواهیم شد.
اما اگر کیفیت را در اندیشه، فرهنگ، رهبری و رفتار سازمانی نهادینه کنیم، محصول باکیفیت نیز نتیجه طبیعی این مسیر خواهد بود.
کیفیت، پیش از آنکه در محصول دیده شود، در انسانها و سازمان شکل میگیرد.

نظرات بسته شده است.